پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴

سند همدل و هم زبانی

سند همدلی و همزبانی

یک هفته ای است هرجا دونفر یا بیش از دو نفر علی الخصوص  قشر جوان و تحصیلکرده را می بینی  که در حال گفتگو هستند.

 خوب  که توجه کنی آنها را در  حال بحث و جدل در رابطه با انرژی هسته ای  به ویزه  بیانیه لوزان سوئیس می بینی.            الحق صدا و سیما هم مانند گذشته  همت به خرج داده برای تنویر افکار عمومی در شبکه های  مختلف مسئولین و مطلعین را دعوت به گفتگو در این رابطه نموده تا اذهان عمومی  در این راستا روشن و بدانند که صبر و تحمل آنها در مدت ده دوازده سال چه ثمره ای  برای آنها و آینده مملکتشان دارد تا خدای ناکرده مثل سالهای دور نشود تا با فدایت شوم و قربانت شوم ویا قبله عالم تشخیص داد ند و یا اینکه آب دریا شور است و کویر هم لم یزرع  بذل و بخشش آنچنانی شود که جوانان با غیرت ایرانی در هر مقطع زمانی با این بخش از تاریخ مواجه می شود احساس شرمندگی و خجلت نماید که چرا ابا و اجداد آنها در گذشته آنقدر بی توجه و یا خدای ناکرده..... بودند که گذاشتند این چنین تاریخ ایران اسلامی لکه دار گردد.

آنچه که  لازم است بدانیم و همگی آقایان می دانند سیاست در محضر طرف مقابل مذاکره کننده ما یعنی پولتیک و به زبان عوام یعنی  کلک و حقه بازی ، در دنیای امروزی همه در سطح سیاست جهانی شاهد اینگونه بازی ها هستیم حرفی را امروز          می گویند فردا یا چند روز بعد انگار نه انگار !  کارشان همین است در منظر آنها هدف وسیله را توجیه می کند  و تدبیر  را در این می بینند  حرفی  را با هماهنگی هم بگویند ، شاید به هدف نشست ماباید حواسمان جمع باشد که اعتماد  را از دست ندهیم وگول حرفهای ظاهری آنها که  بعضی را  برای ایجاد تفرقه و ایجاد تشنج و سوءتفاهم می گویند چون سیاست آنها  همانند        ما عین دیانت  و صداقت  نیست  ما  باید  از زیرکی مان  که خاص ایرانیان است استفاده کنیم  و نگذاریم که اینگونه حرکات و تدبیر  سبب تفرقه  شود  والله ما اَدهی بالمعاویه امیر المومنین (ع)  فرمود : به خدا سوگند که معاویه سیاستمدارتر از من نیست ولیکن اوسیاست را خدعه و نیرنگ تعبیر می کند.

اما آنچه که امروز مهم است همدل و همزبان بودن مخصوصاً در این مقطع زمانی که دشمنان ایران اسلامی به صورت علنی و غیرعلنی هدف اصلی خودشان که از بین بردن وحدت و یکپارچگی مردم ایران است ، ابراز می دارند. ماهم اگر مذاکره  یا مناظره ای که با هم داریم نباید همدیگر را مقابل هم دیده و سعی بر محکوم کردن همدیگر و یا اینکه انگ وابستگی و یا جناحی بچسبانیم و بعد احساس پیروزی کنیم  ما زمانی باید احساس پیروزی نماییم که در کنار هم و در مقابل دشمنان قسم خورده مان ایستاده و به هدف مشترکمان که اعتلای ایران اسلامی ، آنهم به حق و زیرکی ایرانی نه به خدعه دست بیابیم و بدانیم که تیم مذاکره کننده ایران از فرزندان و دلسوزان همین آب و خاک اند و در مقابل یک گروه شش نفره آنهم کسانی  که خود را ارباب دنیا می دانند و هرکدامشان در مقاطعی  سلطه گر بودند و هنوز هستند و داعیه سروری دارند ، نشستند و بحث و جدل کرده و آنها را از تب و تاب منیت انداخته تا آن حد که حاضر شدند از بعضی خواسته های نامشروع خود دست کشیده و تا حدودی به بعضی از حقوق حقه مردممان اعتراف نمایند .

خداوند تبارک و تعالی در سوره انفال آیه 61الی 63 فرمود ه در مقام مبارزه با دشمنان مهیا باشیم و اگر دشمنان ما به صلح  تمایل داشتند ما هم با توکل به خدا مایل به صلح باشیم و مراقب مکر و فریب آنها هم باشیم (تیم مذاکره کننده فریب لفاظی های فریبکارانه آنها را نخورده و حواسشان به دستکش چدنی آنها باشد که سخت گذرگاهی  است)

مخلص کلام اینکه موافق و مخالف کلاً دلسوزان این مرز و بوم دست به دست هم داده و با همدلی و همزبانی در کنار هم در این فرصت که هست بیانیه را بدون جبهه گیری  موشکافی کرده نکات مثبت و منفی  آنها را تفکیک و برمینای آنچه مذاکره  شده متنی معقول و قابل قبول تهیه تا انشاء الله در مذاکرات نهایی مورد توجه تیم  ما قرار بگیرد و سند همدلی و همزبانی هسته ای و افتخاری ماندگار  برای آیندگان باشد. نقطه........... سرخط 

                                                                                                                                     والسلام

                                                                                                                      ابوذر طالبی اتویی

 

        

نوشته شده توسط ابوذر طالبی در 13:9 |  لینک ثابت   • 

جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳

نقطه سرخط ... مذاکرات هسته ای یا بسته ای

نقطه سرخط ...  مذاکرات هسته ای  یا بسته ای

 

چند سال  پیش مطلبی تحت عنوان  7=1+5  نگاشتم بر این مبنا که اسرائیل به صورت غیر مستقیم  در راس  مذاکره کنندگان و خط دهنده  به آنها  می باشد که  الحمدال.. مشاهده می کنیم  یا قبل از مذاکره  و یا بعد از  نشست اعضای  اروپایی  و آمریکایی حتماً به حضور نخست وزیر  اسرائیل  رسیده وظیفه قبل از جلسه را دریافت وگزارش بعد از  جلسه  را به عرض  می رسانند  هیچ  شک و شبهه ای  در آن نیست ، خودشان هم که ابایی  از اعلام این مطلب ندارند  و شاهد  هم بودیم که وقاحت را به حدی  رساندند  که نتانیاهو سردسته تروریستها بدون دعوت خودش  هم در  جمع راهپیمایان به اصطلاح ضد تروریسم  شرکت  و خودی نشان داد.

جناب آقای  دکتر ظریف  استاد بزرگوار ما می دانیم که  شما  و اطرافیانتان حواستان جمع  است و این را می دانید  که مذاکرات  شما با آنها  به عنوان  نماینده مردم شریف ایران در تاریخ  ضبط ، 30 یا 50 سال دیگر  عمل درست یا نادرست در محضر تاریخ و مردم مورد واکاوی  و قضاوت  قرار گرفته  و یا حتی به عنوان نکات مثبت یا منفی  جزو مباحث درسی دانشگاههای ایران  و شاید جهان مورد استفاده واقع گردد . جان کلام این است که آنها هم خطوط قرمز  ما را می دانند  و هم  می دانند که تحریم برای مردم سخت است  اما تحمل  آن را برای  رسیدن به هدف والایشان آسان  ، پس  آنقدر  سخن از تحریم  ظالمانه نکنید  که  خدای ناکرده  وهم شان  بردارد  نقطه  ضعف ملت ماست و نگذارید آنقدر امروز و فردا  کنند  و بسته روی بسته  بیاید  و گستاخی به  حدی برسانند  تا پای نخست وزیر  اسرائیل غاصب  را هم  به درون جلسات  باز نمایند  و شاید هم تا حالا  مطرح کرده باشند ، هرچند که از آنها بعید نیست همانند صدام که بعد از صلح  با دولت  او به صورت مستقیم  به عنوان زیارت عتبات دلار به خزانه دولتش واریز کرده و عکس یادگاری  بگیریم . ختم کلام ، مواظب دستکش آهنین آنها بوده تاریخ اتمام مذاکراه دقیقاً  مشخص شود.  صلاح مملکت خویش  خسروان  دانند ورنه ما همان رویگرزداه و کشاورز زاده ایم و به همین نان و پیاز  بسنده   می کنیم. نقطه سرخط....

                                                                                                                                                                    والسلام  

                         ابوذر طالبی اتویی

نوشته شده توسط ابوذر طالبی در 12:34 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳

نقطه سرخط ... انقلاب و ما

ایام پیروزی انقلاب اسلامی و دهه مبارک فجر است چه خوب است یادی از دوران انقلاب ، آن روزهای پر از شور و نشاط که همه مردم در کنار هم یکدل و یکصدا فریاد برمی آوردند استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی بنمائیم .

انقلاب یعنی قلب شدن ، تبدیل شدن از یک حالت به حالتی دیگر ، آیا این تغییر و تبدیل در ما ایجاد گردید ؟

چرا که 36 سال پیش کشور ما ایران ، کشوری بود تحت سیطره بیگانگان ، نزدیک به 50 سال غرب با تسلط بر دولت مردان آن زمان تمام تلاشش را بر آن داشته بود که ماهیت کشوری را که اکثر مردمش مسلمان بودند را تغییر و آن را به کشوری که مردمش به ظاهر مسلمان اما غرق در فرهنگ غرب و وابسته به آنها باشند ، تبدیل نمایند .

آیا هر کدام از ما وظایف خودمان را در برابر انقلابی که با تقدیم هزاران شهید به پیروزی رسید و پرچم کشورمان را با افتخار تمام بعنوان نماد اسلامی مزین به کلام ا... نمودیم و دست اجانب و ایادی وابسته به آنها را قطع کرده انجام دادیم ؟

یا بصرف اینکه انقلاب را در مقابل توطئه های دشمن حفظ کردیم کافی است و یا تغییراتی که خواسته شهدا و تک تک مردم انقلابی بودند چه از نظر اجتماعی – اخلاقی و اینکه همدل و همصدا ،همرنگ و باوفا نسبت به هم و انقلاب باشیم ایجاد گردید .

آیا همانند دوران اوج انقلاب حاضریم از جان و مال خود بگذریم و یا فقط تغییر سیاسی و تبدیل نظام شاهنشاهی به نظام اسلامی مأموریت مردان و زنان انقلابی ما بود .

ای مردمان مومن و انقلابی نسل قدیم و جدید در هر شغل و موقعیتی که هستید و هستیم . بین خدا و انقلاب و وجدانمان آیا واقعاً آنچه که لازم پیشرفت یک انقلاب است در ما وجود دارد و تغییری که نیاز افراد انقلاب اسلامی است در ما دیده می شود وظایفمان را تمام و کمال انجام دادیم . ده ها و یا شاید صدها مواردی که نیاز پیروزی نهایی یک انقلاب است و آن میسر نیست مگر آنکه مردم آن انقلاب بصورت فردی تغییر که لازمه آن است در خودشان بوجود آورند . انقلابی بودن کافی نیست انقلابی ماندن در شرایط مختلف شرط اصلی است باشد ان شاء ا... تا آن روز که مردمان انقلابی کشور اسلامی به این مهم دست یابند .

ان شاءا..

ابوذر طالبی اتوئی

والسلام

نوشته شده توسط ابوذر طالبی در 9:2 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳

نقطه سرخط ... انقلاب و ما

 

ایام پیروزی انقلاب اسلامی و دهه مبارک فجر است چه خوب است یادی از دوران انقلاب ، آن روزهای پر از شور و نشاط که همه مردم در کنار هم یکدل و یکصدا فریاد برمی آوردند استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی بنمائیم .

انقلاب یعنی قلب شدن ، تبدیل شدن از یک حالت به حالتی دیگر ، آیا این تغییر و تبدیل در ما ایجاد گردید ؟

چرا که 36 سال پیش کشور ما ایران ، کشوری بود تحت سیطره بیگانگان ، نزدیک به 50 سال غرب با تسلط بر دولت مردان آن زمان تمام تلاشش را بر آن داشته بود که ماهیت کشوری را که اکثر مردمش مسلمان بودند را تغییر و آن را به کشوری که مردمش به ظاهر مسلمان اما غرق در فرهنگ غرب و وابسته به آنها باشند ، تبدیل نمایند .

آیا هر کدام از ما وظایف خودمان را در برابر انقلابی که با تقدیم هزاران شهید به پیروزی رسید و پرچم کشورمان را با افتخار تمام بعنوان نماد اسلامی مزین به کلام ا... نمودیم و دست اجانب و ایادی وابسته به آنها را قطع کرده انجام دادیم ؟

یا بصرف اینکه انقلاب را در مقابل توطئه های دشمن حفظ کردیم کافی است و یا تغییراتی که خواسته شهدا و تک تک مردم انقلابی بودند چه از نظر اجتماعی – اخلاقی و اینکه همدل و همصدا ،همرنگ و باوفا نسبت به هم و انقلاب باشیم ایجاد گردید .

آیا همانند دوران اوج انقلاب حاضریم از جان و مال خود بگذریم و یا فقط تغییر سیاسی و تبدیل نظام شاهنشاهی به نظام اسلامی مأموریت مردان و زنان انقلابی ما بود .

ای مردمان مومن و انقلابی نسل قدیم و جدید در هر شغل و موقعیتی که هستید و هستیم . بین خدا و انقلاب و وجدانمان آیا واقعاً آنچه که لازم پیشرفت یک انقلاب است در ما وجود دارد و تغییری که نیاز افراد انقلاب اسلامی است در ما دیده می شود وظایفمان را تمام و کمال انجام دادیم . ده ها و یا شاید صدها مواردی که نیاز پیروزی نهایی یک انقلاب است و آن میسر نیست مگر آنکه مردم آن انقلاب بصورت فردی تغییر که لازمه آن است در خودشان بوجود آورند . انقلابی بودن کافی نیست انقلابی ماندن در شرایط مختلف شرط اصلی است باشد ان شاء ا... تا آن روز که مردمان انقلابی کشور اسلامی به این مهم دست یابند .

ان شاءا..

ابوذر طالبی اتوئی

والسلام

نوشته شده توسط ابوذر طالبی در 11:27 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳

نقطه سرخط....بوی نفت

نقطه سرخط....بوی نفت

 

وقتی که کودک بودم دست چپ از راست را تشخیص نمی دادم سال 40 یا 42 را می گویم ،  صحبت از نفت می شد   می گفتند بو دارد نفتی نشوید.روستایی زاده ام از نفت برای روشنایی چراغ و روشن نمودن بخاری  استفاده می کردیم و با مشکلات فراوان از شهر نفت تهیه و به صورت پیتهای 20 لیتری حمل می کردیم.

در آستانه سی و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب  شکوهمند اسلامی  هستیم همه یادمان هست منظور هم سن و سالهای خودم را می گویم ، اوایل انقلاب همه مسئولین داد سخن می دادند که وابستگی به نفت کشورمان را وابسته و هم مورد طمع  غارتگران قرار داده و سیاست باید بر این باشد که کشور را از تک محصولی بودن نجات بدهیم!!!

 آیا واقعاً مشکل داشتن صرف  سرمایه خدادای نفت است یا بوی بد آن و یا بوی بد و وسوسه کننده دلارهای تا نشده توسط این نعمت الهی است. یا نداشتن برنامه بهره وری از آن که امروزه با پایین آمدن قیمتش که مسلماً بر بودجه مصوبه 93 تاثیر داشته ، حال این نزول قیمت ها دسیسه و سیاست بازی باشد یا پیشرفت فن آوری در استحصال نفت  در کشورهای غربی هر کدام باشد، درست است  از  رقیب ،  نمی گویم از دشمن ! غیر از این انتظار نمی رود و اگر پیشرفت علمی با برنامه ریزی  باشد  پس وای  برما و برنامه ریزهایمان که بعد از 37 سال  با صراحت اعلام می دارند  که دوران نفت تمام شد از شما انقلابیون و پیشتازان انتظار      می رفت  که چند  سال پیش  ویا الان بدون اینکه دیناری از درآمدهای نفتی را در بودجه پیش بینی  کنید ،  می فرمودید که ما دیگر  احتیاج  به نفت در تامین بودجه نداریم  ، مازاد  بر درآمد را بابرنامه تعیین شده صرف سازندگی کشور و پیشرفت فن آوری و غیره می نماییم ، نه الان ... که  نه خودش بو دارد و نه دلارهایش!!!

پس خواهشاً تا دیر نشده از الان فکری برای گاز  کرده که بعضی داد سخن می دهند تا صدسال دیگر گاز داریم ، رتبه اول یا دوم جهان را از نظر منابع اکتشافی حائز هستیم که چند ده سال دیگر هم  یکی از هم ردیف های شما بگوید گاز بو ندارد و قاتل است و دورانش گذشته ...

جان کلام اینکه هنوز هم دیر نشده واقعیتهای اقتصادی بدون  هیچ شائبه ای ، چه از نظر  کشاورزی و کارخانجات تولیدی و صنعتی  صادرات و واردات  ،  سوء استفاده و رانت خواری ، دزدی و قاچاق مربوط به آنها و مالیات بردرآمد و اجناس تقلبی چینی و غیر چینی را با مردم در میان گذاشته واز نیروی مردمی برای عبور از این گذر سخت استفاده کنید ، باور کنید مردم هیچ چشمداشتی ندارند ، یادتان که هست  اوایل انقلاب لااقل تا سال 62 را می گویم بدون توقع و توجیح اقتصادی بیشتر مردم در خدمت انقلاب و اسلام خودشان بوده و به دولتها در رفع مشکلات یاری می رساندند. شاید تا حالا متوجه این امر شدید که نان ، نفت و بنزین و مشتقات آن را گران کرده و باتوجه به  افزایش افزوده  برآن  ،  برای حفظ آبروی  نظام و انقلاب اسلامی شان ، خم به ابرو نیاوردند.  درصورتی که افراد رانت خوار و فرصت طلب قاطعانه در نطفه خفه شده و  همانند بعضی ها ....   به دست فراموشی سپرده نشوند. والسلام    نقطه سرخط....

 

والسلام

ابوذر طالبی اتویی

نوشته شده توسط ابوذر طالبی در 12:37 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳

نقطه سرخط .....قطع وابستگی

نقطه سرخط .....قطع وابستگی

 

یادم نمی رود حدوداً 50 سال پیش را می گویم دولت امریکا بود و دولت ایران هر طوری دلش ویا دلشان می خواست  سرمایه ملی  مملکتمان را چه مادی و چه معنوی  مورد چپاول و غارت قرار می دادند ، حتی  حقیر شاهد بودم که برای نظافت دستگاههای فنی  خریداری شده از آمریکا پارچه های کهنه به صورت بسته بندی  از آمریکا  وارد و از حساب  نفتی و دلارهای ما برداشت می کردند .الحمدال... انقلاب شد  به برکت خون شهداء و رهبری  امام فقید (ره) دست آمریکا از  سرمایه ملی  مملکتمان قطع شد.

نزدیک به 40 سال است که داریم برای خروج از وابستگی مبارزه و سختیهای زیادی را به صورت مستقیم از طریق تحمیل جنگ ویا غیر مستقیم تحریم ظالمانه تحمل می کنیم به کجا رسیدیم منکر پیشرفت مملکت  در فنآوری های مختلف چه هسته ای ویا نانویی ، پزشکی ، هواپیماسازی ، کشتی سازی و غیره  نیستم .اما این شرم آور نیست که الان در مملکت مان برنج آمریکایی با قیمت پایین تر از برنج های داخلی و حتی هندی پیدا شود و یا اینکه سبب تاسف نیست که حاجی  به حج مشرف  شود سوغاتی برای دوستان تسبیح چینی می آورد ویا شرم آورتر  از آن نیست که پرچم کشورمان که نماد ملی ماست چه جوانهای دلاور و مخلص  و بی شائبه ای در  به اهتزاز نگه داشتن آن به شهادت رسیدند از  کشور چین وارد شود وآن هم با آن شکل و شمایلی که خبر 20:30 نشان داد آیا  واردکننده این پرچم ها رانت خوار نیستند چون اینگونه پرچم ها فقط در ادارات دولتی و یا وابسته به آن خریداری می شوند آیا کسی نیست که توهین اینگونه افراد را پاسخ داده و سزای اعمالشان را به آنها بدهد تا جلوی اینگونه خسارتها گرفته شود و یا تدبیری اندیشیده شود  که مردم به اجناس داخلی رغبت پیدا کنند تا از این طریق از وابستگی  رهایی پیدا کنیم . سربلند و پیروز باشید . انشاءال..  نقطه...... سرخط

 
والسلام

ابوذر طالبی اتویی 

نوشته شده توسط ابوذر طالبی در 12:36 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳

نقطه سرخط... شیب تند یا ملایم نان

نقطه سرخط... شیب تند  یا ملایم نان

 

دوماهی است نان خوراکی یومیه اکثر مردم ایران ، برای  رفاه حال کارگران  نانوایی که از خواب شبشان زده صبح زود نانوایی را باز  و گرمای تنور  را تحمل  تا نان خوب و باکیفیت تحویل مردم بدهند با شیب ملایم 25 تا 30 درصد گران شدن مردم هم به خاطر کارگرهای زحمتکش پذیرا شدند که متاسفانه در استان مازندران  نان 350 تومان  به 500 تومان با چانه ای  450 گرم  ارتقاء قیمت  پیدا کرد ، ماکه ریاضی مان خوب  نیست  فکر کنم نزدیک به 40 درصد  رشد قیمت  داشته  هرچند  که کارگران نانوایی  به نوایی  نرسیدند  چونکه اکثر  نانواها اعلام  می دارند که دولت قیمت  آرد  را بالا  برده است. (از طریق رسانه ملی) اما هنوز  چیزی  نشده زمزمه گران شدن قیمت نان با توجیه اینکه بعضی نانواها آزادپزند و نان 650 گرم به قیمت هزارتومان ارائه می دهند و در این بین نیز بعضی از نانوایی های دولتی  همانند  آزادپزها نانهای 700 یا 800 گرم را که از کیفیت چندانی برخوردار نیستند  به قیمت هزارتومان می فروشند. سوال اینجاست ما اگر  بخواهیم معنی شیب تند  را بفهمیم چه کسی را باید  ببینیم . . . قطره قطره جمع شود  تا کسری  بودجه جبران شود  (چرا  از  خرجهای  غیرضروری دولت نمی زنند) چرا از جیب  مردم . نقطه سرخط....

                                                                                                                                                                                                                     والسلام

                                                     ابوذر طالبی اتویی

نوشته شده توسط ابوذر طالبی در 12:35 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳

نقطه سرخط.... تلفن همراه

نقطه سرخط.... تلفن همراه

منظور از جمله نقطه سرخط ... این است که صحبتی از فرهنگ و دستآورد علمی و دولت و مردم شرق وغرب نکنم و بروم سر اصل مطلب  که تلفن همراه است که نزدیک به 20سال کمتر یا بیشتر از عمر ورود آن به کشورمان  می گذرد  که محسنات زیادی  برای  جامعه  ایرانی ، اسلامی  ما داشته خود معضلی شده برای  مردم ، که نمی دانم از کدام مشکل آن صحبت  و یا گله نمایم ازثبت نام و قرعه کشی  ویا  قیمت میلیونی  ورودی آن که دریک مقطعی نماد سرمایه داری  و سبب افاده بعضی  از تازه به دوران رسیده ها شده بود یا اینکه الان به قول گفتنی دست هرکسی از مادرش قهر کرده می بینی و درحال مکالمه ...

بله، این ره آورد علمی چیزی خوب  و ضروری و قابل تحسین است که ضمن اینکه در هرکجای  این مملکت و یا حتی دنیا باشی می توانی از  احوالات و مشکلات عزیزان خود آگاه شده و یا حتی  آنها را رویت نمایی، از فن آوری های آن بهره برده و به دیگرمنابع  علمی دست بیابی، سبب ایجاد هزاران شغل  برای جوانان و تحصیل کرده های  ما در این وانفسای  بیکاری  و از کارافتادگی  کارخانجات دولتی و غیردولتی با سیاستهای  درست و نادرست  بعضی از دولتمردان گردید وحتی بعضی از آقازاده ها و قاچاقچیان  به نوایی رسیدند و می رسند ، از تعمیر  گرفته تا تجمل...

اما متاسفانه امروز  به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر روی فرهنگ ،نظم و کارایی جامعه  و حتی رشد بیماریهای  عصبی موثر و کارساز  شده  که اثرات آن به مرور زمان خودنمایی خواهد کرد . چرا که لحظه ای  نمی توانی آسایش و آرامش  داشته و         هر چند دقیقه صدای آن بلند شده  و پیامکی که ربطی به جنسیت  و یا کارت ندارد دریافت که خدای ناکرده اگر اهل چرت زدن باشی  که انشاء ال.. نیستی چرتت را می پراند  البته این  را می توان از نکات مثبت آن هم تلقی نمود.

وارد هر اداره  که می شوید از مرئوس گرفته تا رئیس اکثر آنها در حال صحبت کردن  با تلفن همراه ،  باید چند دقیقه ای  صبر تا آقایان یا خانمها  مکالمه اشان به پایان برسد اگر شانس  بیاوری  پشت خطی نداشته باشد یک نیم توجهی  به شما نماید  و اگر  آن طرف خط  برخورد خوب  داشته، می توانی  آنها را جوابگو وگرنه  ول معطل مانده ای ، برو فردا و یا دیگری ، قانون ارجاع .... در مدارس و دانشگاهها الی ماشاءال.. استاد در حال  تدریس  دانش پژوه در حال بلوتوث و یا پیامک  خواندن  و یا دادن و  نگاه کردن و یا بازی کردن.

 در خیابان اکثر راننده ها ودر کمیسیونهای دولتی   جلسات  مهم  دولت  مردان  بی توجه به مسئولیت هایی که  متوجه آنها ست در حال صحبت کردن با تلفن همراه  حتی  یادم نمی رود  از این  حتی مجلس نشینهای ما که مقنن هستند  و حلال مشکلات  در جلسه علنی مجلس  در حال صحبت کردن  با تلفن همراه یا ور رفتن با آن بودند که الحمد الله الان کمتر مشاهده می شود.خلاصه از منازل و محافل خصوصی گرفته در جمع خانواده یا خیابانها و ادارات و کمیسیونها .... به هرجا بنگرم تورا ببِینُم ...

 

جان کلام آیا واقعاً می توان به این دستاورد علمی  و یا وارد کنندگان آن که انشاء الله هدف آنها خدمت رسانی بوده نه سودبری آفرین گفت که در عرض این ده ،بیست ساله بلای جان جوانان و از هم پاشیدگی  خانواده های جامعه امروزی ما شده از طریق مزاحمت پیامکی گرفته تا بلوتوث و وایبر وغیره ...که تلفات آن از نظر روحی و روانی و انزاوگرایی افراد جامعه از همدیگر  ، از تصادف رانندگی گرفته که فعلاً در این زمینه دارای رتبه چشمگیری در جهان هستیم یا در دیگر سوانح در حال پیشی گرفتن هست. که البته مشکلات عصبی آن بعدها آشکارتر خواهد شد که قابل جبران نمی باشد.

آیا واقعاً مسئولین ما نمی توانند از ورود تلفن همراه کارمندان به ادارات جلوگیری و یا اینکه برای استفاده بهینه از آن جهت پیشبرد کارها راهکارهایی ارائه بدهند یا اینکه برای مدارس و دانشگاههای ما تدبیری بیندیشند که حداقل در داخل کلاس درس نتوانند از این فناوری استفاده غیر عقلی و علمی نمایند.

امید است که برای خواننده گرامی تداعی نشود که نگارنده این مطلب با آزادی ویا فناوری علمی مخالف است .

 حقیر پیشنهاد می دهم که  بهره وری و یا محدودیت و محرومیت با فرهنگ سازی همراه باشد نه استفاده صرف مالی ....     

والسلام  

ابوذر طالبی اتویی

نوشته شده توسط ابوذر طالبی در 12:32 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲

تبلیغات یا مسخ کردن

تبلیغات یا مسخ کردن

تبلیغات  یعنی  آگاهی دادن یا شناساندن کالایی یا چیزی که معمولا ً مورد نیاز  و استفاده مردم است. به آنها  به روش معمول در زمان خودش  از طریق  پخش  آگهی  یا پوستر  یا تابلوهای  بزرگ در  مسیر  ودید مردم ویا اعلام از طریق صدا وسیما  ویا جراید  است همین قدر که مردم اطلاع  پیدا کنند که چنین کالایی وجود دارد  و بقیه  راه  با کیفییت  آن  کالا است  که مردم با تهیه و استفاده  از آن  خودبخود  مسیر رشد آن  را باز می کنند.نه اینکه  آن  قدر  از طریق  امکانات  مربوطه  سرو صدا  راه بیندازند و جایزه  از جیب مبارک  مردم تهیه  وبه صورت هرشب یا هفتگی  و ماهیانه  قرعه بکشند.آیا  این  خودش ضد تبلیغ نیست  ، آیا غیر از این است  که  آدمی شک می کند  بقول گفتنی باید ریگی  در کفش  آنها باشد  و گرنه  خودشان را  به این در وآن در نمی زدند ، مشک آن است که خود ببوید  نه آن که عطار (به زور) بگوید  اگر مردم  کیفیت کالا و یا عملکرد  شمارا ببینند  خودشان  مجاب  به استفاده  از آن کالا  می شوند  نه آنکه چشم  به شانس و جوایز ی که با قیمت بالای  کالا تهیه می شود بدوزند.

تبلیغات آگاهی  دادن است نه مجبور کردن  ، شناساندن است نه مسخ کردن

بدانید که ما می دانیم تبلیغات  القایی و رنگ و لعابی  کار شیطان است  که سبب خروج  آدم و حوا (ع)  از بهشت  شد .

آیا وقت آن زمانیکه  می گفتند  دروغ هرچه بزرگتر  پذیرش  آن  بیشتر  به پایان نرسیده ، که این  نوع تبلیغات  توهین به شعور  و ادراک  مردم  می باشد.

آیا دوران رنگ و لعاب  دادن به سر نرسیده  ، آیا وقت  آن نشده  که با عملکرد  خوب  اعتماد مردم  را  جلب  و  به  آنها اطمینان   بدهیم که حتی پس انداز کم آنها  می تواند کمک بسیار  موثری  در رشد جامعه داشته و بانیان  کار  هیچ چشمداشتی به سرمایه  اندک آانها  نداشته  و در مسیر صحیح  از آن استفاده  می کنند.  پس بیایید از این پس  رنگ تبلیغات  را با صداقت  آمیخته  و زبان

همدلی را با مردم   بگشایید  نه  زبان  فریب و غفلت و.......
والسلام

ابوذر  طالبی اتویی
نوشته شده توسط ابوذر طالبی در 9:14 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۲

دستفروش

دستفروشی

چرخش زندگی بعد از توکل به خدا نیاز به اقتصاد وبرای چرخش اقتصاد نیاز به تحرک وپویایی است همه که نمی توانند کارمند دولت یا مهندس ودکتر وصنعتگر شوندو یا از خود زمین داشته باشند وبه کشاورزی بپردازند ویا اینکه خدای نا کرده سر چها ر راهها گدایی وکاسه تکدی گری به دست بگیرند عده ای هستند که برای حفظ آبرو وپیشبرد زندگیشان با توجه به وضعیت اقتصادی و توان جسمی رابط بین خریدار وفروشنده  می شوند اقدام به دستفروشی می نمایند.

دستفروش یا همان چچی ( چرچی) که این کلمه ظا هراً بر گرفته از زبان روسی وآن نشانگر این است که از زمان جنگ جهانی دوم یا قبل از آن، این گونه خرید وفروش رایج وبدینصورت بود که دستفروشها کالای مورد نیاز مردم را در سبد یا زنبیل مخصوص یا خورجبین که آن  را دو سر چوب گذاشته بردوش گرفته ویا اینکه یا روی اسب واستر ویا روی چرخ دستی به صورت متحرک که روی آنها هم ترازو بود قرار داده ودر محلها وکوچه های  شهر دور می زدند و برای جلب مشتری با صدای رسا فریاد می زدند وحتی وسایل مورد نیاز روستا ها را هم از شهر تهیه وبرای فروش به آنجا می بردند. البته الان وضعیت پیشرفته شده والحمدا... کالا های مورد نیاز مردم را روی وانت بار حمل وبا بلندگو مشتریان را آگاه می سازند.

اما اکنون چیزی که از دستفروشها یا همان چرچی در شهر های استان مازندران بیشتر نمود دارد وآن هم  پهن کردن بساط فروش  در مراکز خرید شهر ها وداخل کوچه ها وپیاده روهای اصلی وفرعی وحتی جلوی مغازه ها  می باشد که اکثر فعالین آنها خانمها وپیر مردهای باز نشسته ادارات دولتی و بعضی از جوانها می باشند که  این گروه حدوداًساعت 2 یا 3 صبح به میدان امام قائم شهر  ویا خیا بان امام (بابل )روبروی چهارشنبه بازار رفته وکالایی مانند تره بار وسبزیجات ومیوه جات وتخم مرغ ومرغ وکره وپنیر وشیر وماست که توسط کشاورزان ودامداران از روستا آورده می شود به قیمت مناسبی خریداری وبرای فروش در  اختیار مشتریان می گذارند.

اما آنچه که باید مورد توجه مسئولین شهری علی الخصوص اعضای محترم شورای شهر که با رای مستقیم این گونه افراد شهر درمسند مسئولیت قرار گرفته اند  ،  این است که  بدانند این گونه افراد نمی خواهند همانند معتادان وگدایان سر چها رراهها وخیا بانها به عنوان سد معبر بساط شان جمع وداخل ماشین ریخته شود وآنها برای باز پس گیری کالای خود به دنبال ماشین با گریه وزاری دویده، این بخودی خود برای ناظران وحاضران ، صحنه ای بسیار ناراحت کنندورقت بار را به وجود می آورد . چون در این حالت یک دستفروش تمامی سر مایه اش را از دست می دهدوحتی بعضی از فعالان سرمایه اندک خریداری اجناس از کشاورزان را نداشته فقط فروشنده روزمزد برای افراد دیگر می باشند ودر مقابل این خسارت باید چندین روز را بدون مزد کار کنند .

در پایان به اعضای محترم  شورای شهر و مسولین  شهرداری ها  پیشنهاد می شود ،  برای سازماندهی فعالیت این گونه افراد کار گروهی را با اصناف وبهداشت ودیگر نهاد های مردمی تشکیل تاضمن مشخص نمودن مکانی در نزدیکی بازار برای جلوگیری از سد معبر در رابطه با بیمه وبهداشت ووام برای اینگونه افراد تدبیری بیندیشند.

                                                                                                                                                        والسلام

                                                                                                                                                                         ابوذر طالبی اتوئی

نوشته شده توسط ابوذر طالبی در 19:14 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر